روانشناسی نوزادان تا نوجوانان

totalgifs.com welcome gif gif 20.gif

دوستانم از امروز موضوعات وبلاگ عوض میشه به مروز کامل میشه

وبلاگ دخترم

شیوا در دنیای شکلک ها

http://shivajoon.niniweblog.com/

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 7 خرداد 1394 | 23:57 | نویسنده : مامی جون نرگس |
تعدادی از واژگان ممکن است در آغاز دوران طفولیت، به دلیل اینکه کودک هنوز وارد مرحله آکادمیک تربیتی و آموزشی نشده، ملموس نباشد. بنابراین، والدین باید بتوانند ارتباط مناسبی با کودک از این طریق ایجاد کنند.

حمید هنرجو و اسدالله شعبانی از قصه گویی برا ی کودکان گفته اند.
حمید هنرجو: با قصه و داستان به کودک تشخص دهیم

تعدادی از واژگان ممکن است در آغاز دوران طفولیت، به دلیل اینکه کودک هنوز وارد مرحله آکادمیک تربیتی و آموزشی نشده، ملموس نباشد. بنابراین، والدین باید بتوانند ارتباط مناسبی با کودک از این طریق ایجاد کنند.
کودک بیشتر مایل است از زبان مادر قصه را بشنود. چرا که قصه در ذهن و تخیل و عواطف کودک تاثیرگذار است و موجب تولید هیجان می شود. علاوه براین، حیوانات در قصه گویی برای کودکان جنبه عاطفی پیدا می کنند و بیشترین تاثیر را بر او می گذارند. در میان حیوانات نیز خرگوش، آهو و گربه بیش از دیگر حیوانات در ذهن کودک اثر می گذارد و بار عاطفی ایجاد می کند.

ایجاداعتماد به نفس در کودکان با قصه

قصه خواندن برای کودک مانند یک شالوده اساسی از لحاظ آموزشی عمل می کند و نقش قابل توجهی در زندگی و اساس آموزش و فرهنگ سازی او دارد. در حقیقت نگاه ما باید این باشد که با قصه و داستان به کودک تشخص دهیم و با رشد اجتماعی او مبنای یک زندگی فکری و اجتماعی را به کودک خود آموزش دهیم.
ما حقیقتا نیاز داریم (به قول اهالی سینما) یک لوکیشین برای ارتباط با کودک ایجاد کنیم. این مکان می تواند اتاق خواب کودک باشد. بهتر است قصه گویی را برای زمان قبل از خواب تنظیم کنیم. اتفاق قشنگی است که بچه ها با قصه و رویا پردازی به خواب بروند.
همچون بقیه حوزه ها در حوزه فرهنگی نیز پدر و مادر باید خود را نیازمند بدانند که به یک قصه نویس و مشاور مراجعه کند و درباره نوسانات کودکانشان صحبت کنند و از او کمک بگیرند. نویسنده کودک می تواند مشاوره های کارآمد برای تربیت کودک ارائه دهد. اینکه با چه نگاه و زاویه دیدی قصه را انتخاب کنیم و با قصه و قصه گویی نردبان رشد فکری کودک را شکل دهیم.

اسدالله شعبانی:قصه خوانی در ایجاد اعتماد به نفس در کودکان موثر است
قصه و قصه‌خوانی در ایجاد امید و اعتماد به نفس در کودکان بسیار تأثیرگذار است و باعث می‌شود کودکان بتوانند دنیای خود را زیباتر بسازند.
وقتی ما درباره قصه‌گویی صحبت می‌کنیم، نظرمان به یک نوع از قصه نیست. زیرا قصه انواع مختلفی دارد که باید هر یك از آنها به نوعی اجرا شود. در واقع در اجرای هر نوع ادبی باید سبک و ویژگی‌های آن را رعایت کنیم. مثلا اگر می‌خواهیم برای کودکان قصه‌های خردسالانه تعریف کنیم، باید به روش‌های قصه‌گویی مادران که آمیخته به نوعی بازی است، توجه کنیم. بالا آوردن و پایین آوردن صدا و حرکات دست و صورت نیز می‌تواند در القای بهتر داستان کمک‌کننده باشد. یا در داستان پهلوانی با ایجاد هیجان می‌توانیم در تأثیر‌گذاری بیشتر قصه نقش بسزایی ایفا کنیم.
باید به سبک نوشتن و شیوه قصه‌پردازی توجه کنیم و زیبایی‌های هنری و ادبی داستان‌ها و حکایات را مد نظر قرار دهیم.


منبع: تبیان




[ موضوع : روانشناسی نوزادان تا نوجوانان ]
تاريخ : دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 | 18:50 | نویسنده : مامی جون نرگس |

 

 
 
 
بسیاری از والدین شکایت می کنند که فرزندشان از پزشک می ترسد و هنگام ورود به مطب یا درمانگاه یا بیمارستان گریه می کند و جیغ می زند، چه برسد به اینکه بخواهند برایش تزریقی انجام دهند.


هفته نامه سلامت - عاطفه کیانی نژاد، روان شناس بالینی: بسیاری از والدین شکایت می کنند که فرزندشان از پزشک می ترسد و هنگام ورود به مطب یا درمانگاه یا بیمارستان گریه می کند و جیغ می زند، چه برسد به اینکه بخواهند برایش تزریقی انجام دهند.

ترس از پزشک در کودکان رایج است و دلیل آن دردی است که احتمالا کودک یک بار حین انجام آزمایش با واکسیناسیون یا تزریق دارو حس کرده و این درد همزمان شده با بوی الکل و روپوش سفید و درمانگاه و حضور پزشک! به دنبال این مسئله کودک به مسائل مشابه شرطی می شود و به آنها اضطراب شدید و ترس نشان می دهد اما این ترس غیرعادی نیست.

برخی رفتارها و حرف های والدین نیز باعث تشدید ترسی کودکان از پزشک می شوند. در «فرزند پروری» این هفته به برخی از این حرف های نادرست اشاره می کنیم.
 
دکتر هراسی در کودکان را تقویت نکنیم!

1- «اگه سر و صدا کنی، می بریمت دکتر آمپولت بزنه!»

این ترس دیگر فقط با بیماری ارتباط پیدا نمی کند و کودک گمان می کند هر لحظه ممکن است او را برای آمپول زدن نزد پزشک ببرند. نباید کودک را تهدید کرد که به دلیل کار اشتباه و به عنوان تنبیه به او آمپول زده می شود.

2- «خودتو بپوشون. اگر کلاه نذاری و سرما بخوری می بریمت آمپول بزنی!»

به جای استفاده از جمله های منفی، بهتر است به کودک بگوییم: «خودتو بپوشون تا سالم تر بمون». ترساندن کودک از بیماری نتایج ناخوشایندی حتی در بزرگسالی دارد.

3- «ای وای مریض شدی؟ حالا چی کار کنم؟»

شاید دیده باشید برخی بزرگسالان با مشاهده کوچک ترین علایم بیماری بی تابی نشان می دهد و کار و زندگی شان را تعطیل می کنند و در خانه می خوابند. این واکنش ریشه در رفتارهای اشتباه والدین در کودکی دارد. والدین این افراد همان هایی هستند که در برابر بیماری فرزندشان بسیار مضطرب می شوند، بی تابی می کنند و حتی پا به پای فرزندی که آمپول می زند، گریه می کنند. وقتی فرزندمان بیمار می شود، باید او را دلداری دهیم و بگوییم: «خیلی زود خوب می شوی!» یا مثلا «من هم بچه بودم زیاد مریض می شدم». همدردی در کاهش ترس بسیار موثر است. واکنش های شدید مثل اینکه «حالا چه کنیم؟» باعث می شود کودک فکر کند بیماری مهلکی دارد و اعتماد به نفسش پایین می آید.
 
دکتر هراسی در کودکان را تقویت نکنیم!

4- «آمپول که درد نداره، نترس!»

یکی از شیوه های نامناسبی که والدین به کار می برند، بی اهمیت جلوه دادن موضوع و بیان دروغ هایی مثل اینکه آمپول درد نداره است. تزریق عملی دردناک است اما برخی افراد تحمل درد بیشتری دارند و برخی کمتر. باید از بیان این جمله که «آمپول درد ندارد!» خودداری کرد زیرا هنگام تزریق کودک متوجه می شود که آمپول درد دارد و والدین به او دروغ گفته اند و این موضوع باعث بی اعتمادشدن کودک به والدین و پزشک و مسائل مربوط به بیماری می شود.

راه حل درست این است که به کودک بگویید آمپول درد دارد اما درد آن قابل تحمل است. برای کاهش درد آمپول می توان از شیوه های تجسمی و بازی استفاده کرد. نقش بازی کردن یکی از شیوه های خوب است که کودک با اجرای نمایش در موقعیت واقعی قرار می گیرد. تجسم زنبوری که نیش می زند یا دکتربازی در خانه و آمپول زدن به عروسک یا نقاشی کردن ماجرا یا خواندن کتاب می تواند کودکان زیر 8 سال را برای رفتن نزد پزشک یا آمپول زدن آماده کند.

5- «دکتر آمپول ننوشته»

برخی والدین در مورد اتفاقی که قرار است بیفتد، هیچ توضیحی به کودک نمی دهد. حتی وقتی کودک می پرسد پزشک آمپول تجویز کرد یا نه، به دروغ برای آنکه جلوی گریه او را بگیرند، می گویند نه! اما بعد او را برای زدن آمپول می برند. این موضوع به شدت روی اعتماد کودک به والدین تاثیر منفی می گذارد. بسیاری از مشکلات شخصیتی و بیماری ها در بزرگ سالی ریشه در همین بی اعتمادی کودک به والدین دارد. اگر پزشک آمپول تجویز کرد، به کودک حقیقت را بگویید.

6- «گریه نکن، آبرومون رفت. ساکت شو!»

بهتر است از بیان این جمله و جمله هایی مشابه خودداری کنیم. چون کادر پزشکی می دانند که گریه کودک در این شرایط طبیعی است و آن را به چای مشکل تربیتی نمی گذارند. اگر جلوی گریه کودک را بگیرید، یک واکنش هیجانی اشتباه را تجربه می کند که در آینده تاثیر منفی بر او خواهدگذاشت. به جای آنکه بگویید: «گریه نکن» بگویید: «آمپول درد داره اما می توانی تحمل کنی. اگه خواستی گریه کن، اگر هم خواستی دست منو بگیر و فشار بده!»
 
دکتر هراسی در کودکان را تقویت نکنیم!

تشویق جواب می دهد

اگر با وجود رعایت تمام توصیه ها، فرزندتان همچنان از پزشک می ترسد و نمی پذیرد که وارد اتاق پزشک یا تزریقات شود، باید از تشویق استفاده کنیم؛ مثلا اگر همکاری کرد، برای او هدیه بخرید یا خوراکی مورد علاقه اش را به او بدهید یا برای بازی به پارک بروید.

متاسفانه در برخی موارد این شیوه هم جواب نمی دهد. اگر ترس در کودکی به حدی شدید باشد که مانع معاینه پزشک یا مانع تزریق آمپول شود، این ترس غیرطبیعی است. در این موارد با مراجعه به روان شناس و به کارگیری تکنیک های رفتار درمانی، ترس کودک کم و گاهی حذف می شود اما به هر حال ترس در مقابل درد طبیعی است.



[ موضوع : روانشناسی نوزادان تا نوجوانان ]
تاريخ : يکشنبه 12 بهمن 1393 | 3:42 | نویسنده : مامی جون نرگس |
صفحه قبل 1 صفحه بعد