totalgifs.com welcome gif gif 20.gif

دوستانم از امروز موضوعات وبلاگ عوض میشه به مروز کامل میشه

وبلاگ دخترم

شیوا در دنیای شکلک ها

http://shivajoon.niniweblog.com/

 

نوشته شده در دوشنبه 2 تير 1393ساعت 23:40 توسط مامی جون نرگس

آموزش تهیه لواشک آلو خانگی

lavashak-aloo-www.iransit.com-01

 

آموزش تهیه لواشک آلو خانگی:

لواشک را می توان از میوه های مختلف درست کرد و همین طور هم می توانید چند میوه را با هم مخلوط کرده و درست کنید.

لواشک را می توان از میوه های مختلف درست کرد و همین طور هم می توانید چند میوه را با هم مخلوط کرده و درست کنید. به این ترتیب که میوه را بعد از اینکه شستید می گذارید درون قابلمه ایی می جوشانید به نوع میوه ایی که استفاده می کنید مقدار اضافه کردن نمک فرق می کند. مثلاً لواشک آلو با لواشک انار مقدار نمکش فرق می کند ولی در هر صورت به ذائقه خودتان ارتباط دارد که چقدر نمک اضافه کنید. میوه ها را کاملاً پخته و می گذارید که له شوند بعد از درون صافی که کمی سوراخهایش درشت باشد رد می کنید زیرا باید گوشت میوه که له شده است از صافی رد شود. البته در مورد میوه هایی مثل انار که دانه های ریزتری دارد باید صافی طوری باشد که دانه ها از آن رد نشود. بعد درون ظر مورد نظر سیلفون پهن می کنید و از مایع لواشک به قطر ۵/۱ سانتی متر درون ظرف روی سیلیفون می ریزید ظرف را کمی تکان تکان می دهید که مایع درون ظرف کاملاً یکسان پخش شود. بعد سیلیفون دیگری را روی آن کشیده و می گذارید در آفتاب تا کاملاً خشک شود.

مواد اولیه :

آلو و نمک به میزان لازم

طرز تهیه:       

آلوها را شسته، دم آن را گرفته و روی حرارت کم بگذارید تا با آب خودش بپزد. وقتی کاملا پخت آن را در آبکش ریخته، هسته و پوست آن را گرفته و صاف کنید. درون سینی نایلون پهن کرده، از آلوهای صاف شده داخل آن ریخته و در آفتاب بگذارید تا خشک شود.

 

منبع ( لقمه )

منبع : لقمه

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد 1393ساعت 14:24 توسط مامی جون نرگس |

Recycle your old bed sheet into a lovely woven rag rug.

rag rug from old bed sheet

امکان پرینت و دانلود رایگان از این پست 

Print Friendly and PDFPrint / Download PDF

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد 1393ساعت 2:01 توسط مامی جون نرگس |

گاهی میتونیم از تیکه پارچه های رنگارنگی که داریم یه ملافه چهل تیکه زیبا درست کنیم دعوت میکنم به ادامه مطلب رجوع کنید .....

همراه با :

Print Friendly and PDFPrint / Download PDF

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد 1393ساعت 0:50 توسط مامی جون نرگس |

small tablet tote

دانلود و پرینت از این پست 

Print Friendly and PDFPrint / Download PDF

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393ساعت 1:26 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393ساعت 0:17 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در سه شنبه 31 تير 1393ساعت 1:52 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در سه شنبه 31 تير 1393ساعت 0:01 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1393ساعت 22:04 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در دوشنبه 30 تير 1393ساعت 2:02 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 23:54 توسط مامی جون نرگس |
بز چلاقه، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد

 

یك آقا گوسفنده بود، یک خانم گوسفنده. آن دوتا با بُزی دوست بودند که می‌لنگید و اسمش را گذاشته بودند: «بز چلاقه». آقا گوسفنده، خانم گوسفنده و بز چلاقه، با هم توی یک آغل زندگی می‌کردند.

روز که می‌شد، با هم از آغل بیرون می‌رفتند تا به دشت و صحرا بروند و علفی بچرند، یا کنار جوی آبی بروند و آبی بنوشند.

شب که می‌شد، به آغُل برمی‌گشتند تا بخوابند و استراحت بکنند.

یک روز صبح، آقا گوسفنده و خانم گوسفنده و بز چلاقه رفتند به در و دشت و صحرا و علف زیادی خوردند. سیر که شدند، تشنه‌شان شد. با هم به طرف چشمه‌ای رفتند که آبش توی دوتا جوی باریک، جریان  پیدا می‌کرد. رفتند تا به آب رسیدند.

آقا گوسفنده گفت: «ازآب این جوی  بخوریم، زلال است.»

خانم گوسفنده گفت: «نه، از آب آن جوي بخوریم که از این یکی زلال‌تر است.»

آقا گوسفنده گفت: «خودت ببین، عزیزم! این جوي چه آب شیرین و زلالی دارد!»

خانم گوسفنده گفت: «نخیر! عزیزم بی عزیزم! آب آن جوي شیرین‌تر است.»

آقا گوسفنده گفت: «من که از آب این جوي می‌خورم.»

خانم گوسفنده گفت: «عزیزم! عزیزم! فقط بلدی زبان بریزی. اگر من عزیز تو بودم، روی حرفم حرف نمی‌زدی و با من می‌آمدی تا از آب آن جوي بخوریم.»

آقا گوسفنده گفت: «اصلا مثل این‌که آب من و تو از یک جوي نمی‌رود. بگذار آب بخوریم و برگردیم به آغل، تکلیفت را روشن می‌کنم.»

بز چلاقه که تا آن وقت، فقط به بگومگوی آقا گوسفنده و خانم گوسفنده گوش می‌داد، جستی زد و لنگ‌لنگان از صخره بالا رفت، تا رسید به چشمه. راست‌راستی که چشمه، آب زلال و شیرینی داشت.

بز چلاقه پرید وسط آب و کمی شلوغ‌کاری کرد. هم آب خورد و هم بازی کرد. با دست‌وپا زدن بز چلاقه، آب چشمه گل‌آلود شد. آب گل‌آلود رفت و رفت تا هم به این جوي رسید و هم به آن جوي. هنوز آقا گوسفنده و خانم گوسفنده لبی با آب جوي تر نکرده بودند و سیراب نشده بودند که دیدند آب جوي، گل‌آلود شده و دیگر نمی‌توانند آب بخورند.

آقا گوسفنده از کاری که کرده بود، پشیمان شد. با خود گفت: «آب این جوي که گل‌آلود شد و به درد خوردن نمی‌خورد. بهتر است بروم از آب آن جوي بخورم. این‌جوری دل خانم گوسفنده را هم به دست می‌آورم.»

خانم گوسفنده هم وقتی دید آب جوي گل‌آلود شده، با خود گفت: «وای! دیدی چه حرف‌های بدی به آقا گوسفنده زدم! بهتر است به کنار جویی که او انتخاب کرده، بروم. هم آب زلال می‌خورم و هم از دل آقا گوسفنده درمی‌آورم.»

آقا گوسفنده و خانم گوسفنده راه افتادند. وسط دو تا جوی آب، به هم رسیدند. آن‌جا بود که فهمیدند آب هیچ‌کدام از جوي‌ها زلال نیست. بز چلاقه هم که دل سیری آب خورده بود و دل سیری هم بازی کرده بود، دوید و آمد رسید به آن‌ها. قاه‌قاه خندید و برگشت به طرف آغل. همین‌طور که لنگ‌لنگان و جست‌وخیز‌کنان دور می‌شد، توي دلش به آقا گوسفنده و خانم گوسفنده خندید و گفت: «آب، یا از سرچشمه گل‌آلود است، یا نیست. این جوي و آن جوي ندارد.»

مصطفی رحماندوست  (مجله شهرزاد)

 
نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 20:13 توسط مامی جون نرگس |

نماز

 

شعر کودکانه مذهبی

 

خروس پر طلایی 
با پاهای حنایی 

قوقولی قوقو میخونه 
تو کوچه و تو خونه 
اذان میگن دوباره 
از مسجد و مناره 
***

بابام پامیشه از خواب 
میره لب حوض آب

***
می شوید او دست و رو
با اب میگیره وضو 

***
تمیز و پاکیزه باز 
میاد سر جا نماز 
***
من هم کنار بابا 
نماز می خوانم حالا

=======================================

رمضان

شعر کودکانه ماه رمضان

 

بهار قرآن رمضان

عطر دل و جان رمضان

بزرگترا روزه دارن

سحرها از خواب بیدارن

از صبح تا شب بی آب و نون

روزه دارن با دل و جون

شب که میشه وقت اذون

می خوریم با هم افطاریمون

روزه مایه­ی سلامت

هست بهترین عبادت

آی بچه ها اما خدا

روزه نخواسته از شما

باید بازم بزرگ بشید

رشد کنید و قد بکشید

وقتی شدی بزرگتر

روزه بگیر گل پسر (گل دختر)

حالا که تو کوچیکی

روزه­ بگیر گنجیشکی

شاعر:مجید ناصری

منبع ( کودک سیتی )

نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 3:37 توسط مامی جون نرگس |
نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 1:38 توسط مامی جون نرگس |

بددهنی در کودکان 

 

کودکان به طور معمول برای ابراز احساسات خود نظیر خشم، سوگند،نفرین، از فحش و کلمات ناپسند و... استفاده می کنند.

مادری می گفت وقتی به فرزندم گفتم نباید فحش بدهد، او جواب داد: " ولی کلمه دیگری برای نشان دادن تاسفم ندارم".

برخی از واژه ها مفهوم ویژه ای برای کودکان دارند که هیچ کلمه دیگری نمی تواند جایگزین آنها شود. با وجود این، باید مقرراتی برای استفاده از این کلمات تعیین شود. کودکان ناگزیر نیستند برای نشان دادن احساسات خود به استفاده از کلمات رکیک متوسل شوند. نوآوری کودکان را در استفاده از کلمات دست کم نگیرید.

پسر بچه پنج ساله ای مادر خود را " احمق " خطاب کرد. مادر با صدای بلند به پسرش گفت: " هرگز اجازه نداری مرا احمق خطاب کنی؛ هرگز، هرگز".
 
کودک پس از شنیدن سخنان مادرش، اتاق را ترک کرد. نیم ساعت بعد بار دیگر نزد مادرش آمد و یک مساله ریاضی پرسید. مادرش گفت"الان جواب آن را نمی دانم ولی می توانم پاسخ صحیح را برایت پیدا کنم". پسربچه بی درنگ به مادرش گفت:" می دانم که اجازه ندارم تو را احمق صدا کنم ولی می توانم بگویم که تو کند ذهن هستی". وقتی که او اجازه نیافت مادر خود را  " احمق " خطاب کند انتقام و استباط خود را با کلمه جدیدی به نام "کند ذهن" ابراز کرد که همان مفهموم احمق را داشت ولی مودبانه تر بود.

به طور معمول کودکان کوچک تر از پنج سال به تذکر های والدین گوش فرا داده، به راحتی کلمات رکیک را ترک می کنند ولی خودتان را آماده کنید زیرا فرزندتان ممکن است از شما سوال کند که چرا نمی تواند از این کلمات استفاده کند یا معنی این کلمات رکیک چیست؟

در این موارد بهتر است بگوئید:" بعدا  توضیح خواهم داد" یا به ذکر این که " کلمه زشتی است" بسنده کرده و توضیح بیشتری ندهید. وقتی فرزند شما کلماتی ناپسند به کار برد، از این فرصت برای آغاز یک بحث و مشارکت خانوادگی در حل مشکلات بهره ببرید.

 

به فرزندتان بگوئید که سعی دارید راه هایی را برای ابراز احساس خود بیابید که در آنها به استفاده از کلمات رکیک نیازی نباشد. فحش دادن از به کار بردن کلمات رکیک دیگر بدتر است و باید به فرزند خود توضیح دهید که اگر کسی به او فحش دهد یا با نام بدی او را خطاب کند چه احساسی ناخوشایندی خواهد داشت. پس او نیز نباید به کسی فحش بدهد.

 روان شناسان می گویند علت فحش دادن کودکان به دیگران این است که آنها احساس بدی دارند و به کسی نیازمندند که احساس خوبی در آنها به وجود آورد. بنابراین، در برخورد با اعمالی چون فحش دادن و نظایر آن، نباید با آنها مقابله به مثل کرد. اگر کودکی به شما گفت:" بد ریخت بدقواره" شما به او بگوئید " حق با تو است من زشت هستم ولی در عوض تو خیلی زیبایی"، این برخورد موجب برانگیخته شدن احساسی خوش در کودکان می شود و به فحش دادن ادامه نخواهد داد. اگر کسی به شما گفت که فرزندتان به دیگران فحش می دهد و از کلمات رکیک استفاده می کند، شتابزده نتیجه گیری و قضاوت نکنید بلکه به فرزندتان فرصت دهید تا علت استفاده از این کلمات را برای شما توضیح دهد. شاید کسی او را اذیت و تحریک کرده به طوری که ناگزیر با فحش دادن از خود دفاع کرده است.

اکنون به نکته های کلیدی دیگری اشاره می کنیم که می توانند در برخورد با "بدزبانی" کودکان مفید واقع شوند:

*کودکان در اثر شنیدن مکرر کلمات رکیک، بدون این که معنی آنها را درک کنند از آن کلمات استفاده می کنند.

*وقتی کودکی برای نخستین بار کلمه ای رکیک را به زبان می آورد، می توانید کمی به او فرصت دهید تا شاید دیگر از آن کلمه استفاده نکند ولی اغلب چنین نخواهد شد، از این رو بهتر است به محض شنیدن یک کلمه رکیک، قوانینی را برای ترک آن وضع کنید.

*مواظب سخن گفتن خود باشید زیرا کودکان از والدین خود تقلید می کنند.

* اگر فرزند شما "بدزبانی" را از شما یا یکی از اعضای خانواده نیاموخته است با مهدکودک یا مدرسه او تماس بگیرید تا منشاء آن را بیابید و بتوانید آن را از میان ببرید.

* متاسفانه برخی از فیلم ها بد آموز هستند، بنابراین تلاش کنید فرزند خود را از تماشای این برنامه ها دور نگه دارید.

* هرگاه فرزند شما به کسی فحش داد، از خودتان بپرسید که چه چیزی موجب خشم او شده است؟ زیرا کودکان گاهی برای ابراز خشم خود از این وسیله استفاده می کنند. گاه ممکن است به طور ناخواسته موجب برانگیختن خشم فرزند خود شوید و او برای فرو نشاندن خشم خود به کودکان دیگر فحش بدهد.

* اگر می خواهید به فرزند خود کمک کنید تا بدون استفاده از دشنام، از خود دفاع کند، به او بگوئید: " سنگ می تواند استخوان مرا بشکند ولی فحش هیچ آسیبی به من نمی رساند" ولی با وجود این، احساسات او را درک کنید زیرا فحش شنیدن برای کودکان دشوار است.

* درباره کودکانی که ساده هستند حساس باشید، آنها ممکن است چنین تصور کنند که دشنامی که شنیده اند تنبیه مناسبی برای آنها بوده است.

* سعی کنید راه هایی بیابید تا اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید در این صورت فرزند شما با روش هایی پسندیده از خود دفاع خواهد کرد.

به او محبت کنید و توانایی هایش را بستائید. سعی کنید به فرزندتان بیاموزید که احترام افراد با دشنام دادن خوشه دار می شود و هیچ گاه نباید از کلمات توهین آمیز استفاده کرد.
 
منبع:tebyan.net

نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 0:19 توسط مامی جون نرگس |
 

 

 

 

گاهی میتونیم با کمی خلاقیت کفش های ساده مون زیباتر و محلسی تر کنیم مثل این نمونه در این پست 

نوشته شده در شنبه 28 تير 1393ساعت 14:36 توسط مامی جون نرگس |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 216 صفحه بعد